آغاز بابل معنوی

در مکاشفه فصل چهاردهم، ما با اصطلاح "بابل" آشنا می شویم که نشان دهنده یک هدف کلیدی از داوری خشم آلود خداست.

«و فرشته دیگری به دنبال او آمد و گفت: بابل سقوط کرد، سقوط کرد، آن شهر بزرگ، زیرا او همه امتها را از شراب خشم زناکاری خود نوشید. ~ مکاشفه 14:8

چرا خدا نام بابل را به عنوان هویت اصلی شر معنوی و فحشا در مکاشفه انتخاب کرده است؟

بسیاری از پادشاهی های باستانی در متون مقدس وجود دارد که با قوم خدا شیطانی و خصمانه بودند. اما برای شناسایی شر نهایی که مردم می توانند تبدیل شوند، نام "بابل" را انتخاب کرد. این بسیار مهم است که وزیری که ادعا می کند حقیقت دارد، بفهمد که چرا خدا "بابل" را متمایز می کند.

واقعیت این است که هر وزیر انجیل به طور بالقوه در خطر است که توسط فریب بابل گرفته شود! زیرا در مکاشفه، بابل نمایانگر روح یک خدمت عقب مانده است. رهبری معنوی که در زمان های گذشته وفادار بود.

چگونه شهر وفادار تبدیل به فاحشه می شود! پر از قضاوت بود. عدالت در آن مستقر شده است. اما حالا قاتلان.» ~ اشعیا 1:21

بنابراین، اگر یک حالت غیر وفادار وجود داشته باشد که بعد از یک حالت وفادار باشد، چگونه و از کجا شروع می شود تا بتوانم از آن اجتناب کنم؟

فحشا معنوی از کجا شروع می شود؟

برای هر کسی که صادق باشد، آنها می توانند فساد فاحش را در "مسیحیت" امروزی ببینند. مسیحیت واقعی در کتاب مقدس به عنوان عروس خالص و وفادار عیسی مسیح توصیف شده است. مسیحیان واقعی به طور کامل از گناه رهایی می یابند تا زندگی مقدس بدون گناه داشته باشند. از سوی دیگر، بابل نشان دهنده ریاکاری مسیحی یا فحشا روحانی است: جایی که مردم ادعا می کنند که مسیح را دوست دارند، اما هنوز هم لذت هایی را که شیطان می تواند به آنها بدهد، دوست دارند. بنابراین آنها هنوز هم دروغ می گویند، تقلب می کنند، شهوت می ورزند، نفرت دارند، رفتارهای بد را حفظ می کنند، و غیره. آنها مانند فاحشه های روحانی رفتار می کنند. آنها یک بهای لذت گناه دارند که در ازای آن حاضر به نافرمانی خدا هستند و شیطان حاضر است آن قیمت را بپردازد تا بتواند با آنها رابطه برقرار کند.

اگر این شرایط بابلی از بین کسانی که زمانی راستین و وفادار بودند متولد شد، ابتدا از کجا شروع شد؟

اولین ذکر در کتاب مقدس از تبدیل شدن مردم اصلی به بابل (شهری که در نهایت به بابل تبدیل می شود) در پیدایش است. پس از طوفان نوح، این اولین روایت از توهین گروهی از مردم به خداست. و با این حال قصد آنها طبیعی و از نظر انسانی معمولی به نظر می رسید.

اگر با خودمان صادق باشیم، بسیاری از ما ممکن است متوجه شویم که بدون در نظر گرفتن آن، به شیوه ای مشابه آنها عمل کرده ایم. بیایید شرح موجود در کتاب مقدس را از نزدیک بخوانیم:

«و تمام زمین یک زبان و یک گفتار بود. و هنگامی که از مشرق حرکت می کردند، دشتی را در زمین شنار یافتند. و در آنجا ساکن شدند. و آنها به یکدیگر گفتند: بروید، بگذارید آجر بسازیم و آنها را کاملاً بسوزانیم. و آجر به جای سنگ داشتند و لجن برای ملات. و گفتند: برو تا برای خود شهر و برجی بسازیم که بالای آن تا آسمان باشد. و نامی برای خود بسازیم، مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم.» ~ پیدایش 11:1-4

برج بابل

Marten van Valckenborch [دامنه عمومی]، از طریق Wikimedia Commons

قبل از تلاش آنها برای ساخت برج و ایجاد هویت جداگانه خود:

  • پس از نابودی زمین تنها یک خانواده باقی ماند. بنابراین مردم قبلاً با همه هویت مشترک داشتند با تولد به عنوان یک خانواده خدا از نوح و داشتن یک زبان.
  • قبلاً خداوند به این خانواده گفته بود که بروید و بارور شوید و زیاد شوید تا زمین را دوباره پر کنید.
  • خداوند با رنگین کمان وعده داده است که هرگز زمین را با یک غذا نابود نخواهد کرد.

پس این مأموریت آنها برای اجرای خواست خدا بود. آنها به عنوان یک خانواده برای انجام هدف خدا فراخوانده شده بودند.

آیا احیای مسیحیت در چین تحت تأثیر بابل قرار گرفته است؟

در یک زمینه معنوی، آیا احیای بزرگ در چین پس از سیل عظیم آزار و شکنجه تازه آغاز نشد؟ با حذف کمونیسم ابتدا همه ادیان، آنها بسیاری از تقسیمات پروتستانیزم و کاتولیک را نیز از بین بردند. بنابراین، هنگامی که احیاء در دهه 1970 تنها با آگاهی از کتاب مقدس، و بدون تأثیر خارجی آغاز شد، مسیحیان چینی تنها با تولد روحانی خود را به طور جمعی به عنوان یک خانواده از مسیحیان می شناختند. آنها توسط انجیل و آزار و اذیت شدیدی که متحمل شدند، تصفیه شدند. و آنها از خدا اطاعت کردند و شروع به پرکردن زمین از مسیحیان کردند و از آن زمان میلیون ها نفر به ایمان آورده اند.

اما بعداً فرقه‌های غربی در پروتستان و کاتولیک نفوذ خود را بازگرداندند تا هویت و راهی جداگانه برای «نزدیک‌تر شدن به بهشت» به آنها ارائه دهند. امروز آنها تلاش می کنند تا با وعده دروغین روش های کلیسایی خود "برای حفظ احیای خود" آنها را دوباره تقسیم کنند.

آیا تمرکز بر روش ها در واقع احیای گذشته را از بین برده است؟

در دهه 1700 احیایی رخ داد که از طریق وزرایی که با جان وسلی ارتباط ضعیفی داشتند، عمل کرد. روح خدا از طریق روشهای خاصی در جلسات خانگی و موعظه خیابانی کار می کرد تا مردم را به تولد معنوی جدیدی برساند. اما بعداً دیگران سعی کردند با تمرکز بر استفاده از روش‌های یکسان، به جای تمرکز بر خدا، احیاء را بیشتر حفظ کنند. در نهایت تمرکز بر روش ها آنقدر رایج شد که در واقع هویتی در اطراف خود ایجاد کردند و خود را «متدیست» نامیدند. بنابراین روش‌هایی که خدا در ابتدا به آنها برای رونق این کار برکت داد، بعداً به هویت آنها تبدیل شد و نحوه شناسایی اعضای خود - بدون توجه به هر تولد معنوی جدیدی - شد.

بنابراین، مانند بابل اولیه، خدا جنبش متدیست را اشتباه گرفته است و امروزه در هویت های فرقه های مختلف در سراسر زمین پراکنده شده است. و همچنین برای بسیاری از جنبش های دیگر نیز اتفاق افتاده است. درست مانند کاری که خدا در پیدایش با بابل کرد.

اما روش‌هایی که خداوند برای انجام آن در هر زمان یا مکانی انتخاب می‌کند، همان چیزی است که کتاب مقدس به عنوان هدایا، اداره، و عملیات معرفی می‌کند. و این چیزها می توانند در مکان های مختلف و در طول زمان متفاوت باشند:

«اکنون هدایای گوناگونی وجود دارد، اما همان روح. و اختلاف ادارات وجود دارد، اما همان پروردگار. و انواع عملیات وجود دارد، اما این همان خداست که همه چیز را در همه کار می کند. اما تجلی روح به هر کس داده شده است تا از آن سود ببرد.» ~ اول قرنتیان 12:4-7

در اواخر دهه 1800 جنبش خاصی از روح القدس در ایالات متحده آغاز شد. به دلیل سردرگمی فرقه‌ها، پیامی برای بازگرداندن تمرکز بر تولد جدید موعظه شد. این پیام تنها بر اساس تولد روحانی جدید، خانواده واحد خدا را شناسایی کرد. در نتیجه هویت کلیسا را فقط با پدر آسمانی و پسرش قرار داد.

«به همین دلیل در برابر پدر خداوند ما عیسی مسیح، که تمام خانواده در آسمان و زمین از او نام گرفته‌اند، زانو می‌زنم.» ~ افسسیان 3:14-15

این جنبش برای دادن شکوه و هویت به دیگری، بر نام ساده ای که در نامه های کتاب مقدس استفاده می شود متمرکز شد: «کلیسای خدا». این در واقع یک نام معمولی "برچسب" کلیسا نیست زیرا در واقع معنای عمیق تری در متون مقدس یونانی اصلی دارد: "کسانی که به ندای خدا پاسخ داده اند" - وقف کامل زندگی خود به خدا تنها با اطاعت از کلام خدا و روح خدا.

از اوایل دهه 1900 چه اتفاقی برای جنبش احیای کلیسای خدا افتاده است؟

بسیاری دوباره شروع به تمرکز بر محافظت از منحصر به فرد بودن هویت خود با نحوه عملکرد خدا در گذشته در بین آنها به صورت جداگانه کرده اند. آنها اغلب بر روی یک برنامه مشترک بدون خطر برای محافظت از خود در برابر سازش تمرکز کرده اند. در نتیجه تقسیم گروه ها دوباره آغاز شده است. و بسیاری بر روی "حفاظت و حفظ" خود متمرکز شده اند تا "تجدید مجدد زمین" با تولدهای جدید و در مکان های جدید.

اما حرکت روح خدا چیزی نیست که بتوانید مانند میوه ها و سبزیجات آن را بسته بندی و نگهداری کنید.

شما نمی توانید برای یک حرکت خدا در گذشته تصویری بت بسازید، زیرا از پاسخ دادن به حرکت روح القدس در زمان حال غفلت خواهید کرد. خدا می داند «چه» و «کجا» و «چگونه» برای نیازهای امروزی. شما باید کنترل محافظ خود را فدا کنید تا خدا را تحت کنترل خود نگه دارید.

اما چه چیزی در انسان باعث این گرایش به ایجاد هویت منحصربه‌فرد خود می‌شود و می‌خواهد مردم را به خود جمع کند نه اینکه آنها را نزد خدا جمع کند؟

ترس و عدم وقف و ایثار به هدف اصلی که خداوند ما را به آن فرا خوانده است. در نتیجه یک تغییر ظریف در پیام علیه وضعیت معنوی بابلی اتفاق می افتد. به جای پیام «بیرون آمده و نزد خداوند محشور شوید»:

خداوند می‌گوید: «لذا از میان ایشان بیرون بیایید و جدا شوید، خداوند می‌گوید، و چیز ناپاک را لمس نکنید، و من شما را خواهم پذیرفت، و برای شما پدر خواهم بود، و شما پسران و دختران من خواهید بود، خداوند می‌گوید. خداوند متعال." ~ دوم قرنتیان 6: 17-18

پیام این است: "بیرون بیایید و نزد ما جمع شوید." هویت نتیجه نهایی از «خدا» به «ما» یا از «خدا» به «مال ما» تغییر می‌کند.

اگر من را باور ندارید، اجازه دهید نگاهی به ابتدای پیدایش بابل داشته باشیم.

بابل چگونه آغاز شد؟

از آنجا که فرزندان خاندان نوح زمین را با خود پر کردند، همانطور که خدا به آنها دستور داده بود شروع به کار کردند. اما با ورود به دشت عظیم بین النهرین، بدون شک احساس آسیب پذیری کردند. به خصوص اگر در بهار دوباره باران شدید شروع شود.

رودخانه های دره بین النهرین تمایل به طغیان از سواحل خود داشتند. برای آنها لازم بود که یاد بگیرند که موادی بسازند که در برابر سیل مقاومت کند: آجر و لجن سخت شده در آتش که در آن منطقه بیشتر به عنوان قیر شناخته می شود.

نکته: قیر یک زمین معدنی است که پس از سفت شدن، سیمانی قوی به وجود می آورد که تا به امروز در آشور استفاده می شود و ملات موجود بر روی بقایای آجر سوخته دوران باستان را تشکیل می دهد.

برای مقابله با سیلاب های فیزیکی در دشت به همین دلیل است که آنها نیاز به ساختن و محافظت از خانه های خود در برابر سیل با آجر و لجن داشتند. اما همانطور که آنها در آن مهارت پیدا کردند، تفکر آنها گسترش یافت. هر چه دیوارها بالاتر می رفتند، دورتر را می دیدند. علاوه بر این، هر چه دیوارها بالاتر می رفتند، خود آنها از دور برای دیگران بیشتر دیده می شدند و بنابراین زحمت آنها مورد توجه و توجه دیگران قرار می گرفت.

علاوه بر این، ترس اغلب انگیزه بسیار موثری است که برای متمرکز نگه داشتن افراد بر روی تلاش پروژه استفاده می شود. شاید آنها از خاطرات سیل گذشته در سراسر جهان استفاده کردند تا نیاز مردم را به ادامه ساختن بالاتر برانگیزند. آنها شروع کردند به اعتماد به خود بیش از اعتماد به وعده خدا که دیگر هرگز سراسر زمین را سیل نمی کند.

پس استدلال کردند: اگر کاری که کرده‌ایم خیر و برکت واقعی است، همین کار را ادامه دهیم: و حتی بالاتر. اما چگونه می‌توانید مردم را برای مدت طولانی روی یک پروژه ساختمانی متمرکز نگه دارید؟ آنها در نهایت تمایل به "سوختن" خواهند داشت و فکر می کنند که کافی است و به قلمرو دیگری می روند.

ما در واقع پاسخ این را می دانیم، زیرا اینگونه است که ما برای هر موسسه انسانی روی زمین "کارها را ادامه می دهیم". ما هویت منحصر به فردی را حول یک هدف اصیل خاص ایجاد می کنیم که افراد را به سمت خود جذب کرده و آنها را با خود نگه می دارد. ما این کار را انجام می دهیم تا هر انسانی را که در حال رشد است حفظ کنیم، زیرا می خواهیم خوبی را که شروع شده حفظ کنیم، خواه این باشد:

  • یک خانواده بزرگ
  • مدرسه
  • غیر انتفاعی
  • یک کسب و کار
  • یک شهر یا شهر
  • یک کشور
  • و بله، تا حدی، حتی برای یک کار یا تلاش محلی خاص

اما در ملکوت خدا این نوع چیزها باید تابع قیود و دستور خداوند باشد، زیرا اکثر نهادهای بشری، اگرچه ضروری هستند، اما نه خواسته و نه با دقت خود را تابع هدف خداوند قرار نداده اند.

بنابراین هنگامی که این مردم دشت برای ساختن این برج "ایمن در برابر سیل" تصمیم گرفتند، دیدی از هویت خود داشتند که آنها را از بقیه متمایز می کرد. آنها هویتی فراتر از هویت خانوادگی ایجاد کردند که قبلاً در بدو تولد داشتند. اکنون مردم توجه خود را به ساختن برجی که آنها را به بهشت نزدیک‌تر می‌کند معطوف می‌کنند (هدف نجیب دیگری برای تمرکز مردم)، به جای گسترش در خارج از کشور و دوباره پر کردن زمین.

قبل از ساختن همه این بناها، آنها هم مهاجر و هم پیشگام بودند، با سکونت در خارج از کشور گسترش یافتند و سپس بارها و بارها راه اندازی شدند. آنها یک "پستگاه مبلغان" ایجاد می کردند تا توانایی پرتاب بیشتر را فراهم کنند، و سپس برای پر کردن بقیه زمین ادامه دهند. اما اکنون آنها فقط بر استقرار و تثبیت و حفظ هویت خاص خود تمرکز کردند. بالاخره آنها در حال ساختن چیزی بزرگ بودند و بسیاری را به سمت خود جذب می کردند.

من متقاعد شده‌ام که بیشتر چیزها در زندگی بدون هشدار اتفاق نمی‌افتند. بدون شک در میان آنها عده ای هم بودند که می خواستند ابراز نگرانی کنند که تلاش های پیشگامانه خود را کنار می گذارند. اما کسانی که دارای عقاید و توانایی های قوی تر برای منصرف کردن بودند، آنها را نادیده گرفتند.

بنابراین در نهایت دید اولیه را به طور کامل از دست دادند.

آیا تمرکز بر ساختن کلیسا برای نزدیکتر شدن به خدا همیشه یک چیز شریف نیست؟

اگر به زبان معمولی بشری فکر کنیم، هیچ یک از این چیزهایی که آغاز بابل انجام داد، آنقدر "شیطان" به نظر نمی رسد. بدون شک اگر این برج را می دیدیم تحت تأثیر قرار می گرفتیم و می خواهیم از نزدیک آن را ببینیم. تمرکز و توجه ما را به آنها جلب می کند.

اما یک غرور همراه با ایجاد و محافظت از یک هویت جداگانه در اطراف هر چیزی وجود دارد. و مهمتر از همه: این هویت جدید همانی نبود که خداوند در ابتدا به آنها داد.

بنابراین آغاز بابل اینگونه آغاز شد، و خداوند آن را به عنوان آغاز شرارت بیشتر معرفی کرد - بدون هیچ مرزی در مورد اینکه تا کجا می تواند پیش برود.

«و خداوند نازل شد تا شهر و برجی را که بنی آدمیان ساخته بودند ببیند. و خداوند گفت: اینک قوم یکی هستند و همگی یک زبان دارند. و آنها شروع به انجام این کار کردند: و اکنون چیزی از آنها که تصور می کردند انجام دهند منع نمی شود. ~ پیدایش 11:5-6

"آنها شروع به انجام این کار می کنند..." و این نوع تمرکز امروز ما را تا کجا رسانده است. مکاشفه 17 را در مورد فاحشه بابل روحانی بخوانید.

خداوند اولین تلاش های آغاز بابل و دستور کار حفظ هویت آنها را با مخدوش کردن زبان مشترک آنها متوقف کرد. بنابراین آنها ساختن را متوقف کردند و در واقع از یکدیگر پراکنده شدند.

دقیقا برعکس آن چیزی که در ابتدا قصد داشتند.

بنابراین آنها به آنچه خدا در ابتدا در نظر داشت ادامه دادند: گسترش در خارج و پر کردن زمین. اما این تقسیم بندی همیشه دردناک است. خیلی بهتر بود اگر با میل و رغبت به گسترش در خارج از کشور ادامه می دادند، و همچنان هویت و زبان خانوادگی واحدی را که خدا در ابتدا به آنها داده بود حفظ می کردند.

چند بار خداوند قوم خود را در شرایط ناخوشایند پراکنده کرده است تا آنها در خارج از کشور گسترش یابند و دوباره روی پر کردن زمین با ارواح نجات یافته تمرکز کنند؟ اگر بخواهیم صادقانه در طول تاریخ این موضوع را تحقیق و بررسی کنیم و بتوانیم جزئیات را بدانیم، از این که متوجه می‌شوید که واقعاً چقدر خدا به جزییات فردیت جمعی ما و درک خاص ما اهمیت کمی می‌دهد، شگفت‌زده خواهید شد.

با من فکر کنید: آیا این چیزی نیست که در طول زمان برای بسیاری از احیای مسیحیان گذشته اتفاق افتاده است؟ مردم می خواهند با حفاظت از اثر و ایجاد هویت جداگانه برای آن، آن را حفظ کنند. اما هر بار، تلاش خود آنها برای حفظ و متمایز ساختن خود، در واقع احیاء را به پایان می رساند. و در نهایت تقسیم می شوند.

پس ما از آغاز بابل چه می آموزیم؟

1. اولاً، اگر خدا وعده داد که اجازه نمی دهد سیل طغیان ما را نابود کند، او را باور کنید! وقت و منابع خود را صرف ساختن چیزی جز محافظت از خود در برابر سیل ریا نکنید. اگر واقعاً به او خدمت می کنیم، عیسی قول داد که همیشه با ما باشد تا به ما کمک کند بر ریاکاری غلبه کنیم. باورش کن!

«و عیسی آمد و با آنها صحبت کرد و گفت: تمام قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است. پس بروید و جمیع امتها را تعلیم دهید و آنها را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید و به آنها بیاموزید که هر چه به شما امر کرده ام رعایت کنند و اینک من همیشه با شما هستم. ، حتی تا پایان جهان. آمین.» ~ متی 28:18-20

برای فرزندان نوح معقول بود که برای محافظت از سیل های فصلی دیواری در اطراف خانه های خود بسازند. اما برجی برای رسیدن به بهشت کاملاً غیر ضروری بود. فقط "کارهای ضروری" را انجام دهید (اعمال رسولان 15:28) تا یک کار محلی ایجاد کنید و یکپارچگی زندگی مسیحی واقعی و ارتباط با خدا و روح القدس او را حفظ کنید. تسلیم ترس نشوید و چیزهای بیشتری اضافه کنید.

2. دوم، اگر با تولد تازه ای که شما را از گناه رهایی می بخشد، عضوی از خانواده خدا هستید: سعی نکنید چیز دیگری اضافه کنید تا به طور منحصر به فردی خود را به عنوان یک فرد مسیحی و نه به عنوان یک جماعت محلی از مسیحیان معرفی کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید، دیگرانی را که با طرح هویت شما سازگار نیستند کنار می‌گذارید و شروع به ساختن یک غرور هویتی می‌کنید تا به آن افتخار کنید.

پولس رسول ما را در برابر این هشدار داد، و اینکه ما باید با عشق قربانی که از طریق صلیب مسیح به ما نشان داده شد، همذات پنداری کنیم. و صلیب را که او می خواهد که برای او حمل کنیم.

"اما خدا نکند که من تجلیل کنم، مگر در صلیب خداوند ما عیسی مسیح، که به وسیله او جهان برای من مصلوب شده است، و من برای جهان." ~ غلاطیان 6:14

به عنوان وزیر، اگر به اجتناب از این آغاز ساده بابل توجه نکنید: شروع به ایجاد هویت مسیحی خود خواهید کرد. از این رو شما شکل گیری آغاز دیگری از روح بابلی را آغاز خواهید کرد.

فرمان خداوند این است که مسیحیان بیرون بروند و تکثیر شوند و زمین را پر کنند.

«به تمام دنیا بروید و انجیل را به همه موجودات موعظه کنید.» ~ مرقس 16:15

اما امروز، در میان کسانی که ادعا می‌کنند «جدا از بابل ایستاده‌اند» چه خبر است؟ آخرین باری که کسی را برای ایجاد یک اثر جدید فرستادید، به خصوص در مکانی که هرگز انجیل را نشنیده اید، چه زمانی است؟

پیام مکاشفه دو بار دستور می دهد که پیام داوری علیه بابل باید در سراسر جهان برده شود.

  1. «و او به من گفت، تو باید دوباره در حضور اقوام و قوم‌ها و زبان‌ها و پادشاهان بسیار نبوّت کنی.» ~ مکاشفه 10:11
  2. و فرشته دیگری را دیدم که در وسط آسمان پرواز می‌کرد و انجیل جاودانی را داشت تا به ساکنان روی زمین و هر قوم و قوم و زبان و قوم موعظه کند و به آواز بلند گفت: از خدا بترسید. و او را جلال دهید. زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است و او را که آسمان و زمین و دریا و چشمه‌های آب را آفرید عبادت کنید. و فرشته دیگری به دنبال او آمد و گفت: بابل سقوط کرد، سقوط کرد، آن شهر بزرگ، زیرا او همه امتها را از شراب خشم زناکاری خود نوشید. ~ مکاشفه 14:6-8

پس کجاست این گروه وزیران که به امر خداوند مشغولند؟ آیا آنها وارد قلمرو جدیدی می شوند، دیوارهای تفرقه را فرو می ریزند و ریاکاری را ریشه کن می کنند؟ یا آنها از خود محافظت می کنند و هویت گروهی منحصر به فرد خود را ایجاد می کنند که نجات یافته را از نجات یافته جدا می کند؟ پس آیا خدا قبلاً زبان آنها را اشتباه گرفته و آنهایی را که ادعا می کنند کلیسا هستند تقسیم کرده است: به دلیل آغاز بابل؟

فرمان خدا به افرادی که از نظر معنوی بخشی از بابل هستند این است که از مذهبی بودن جدا شوند و به طور کامل به خدا بیایند. با یک کلیسای سقوط کرده شریک نشوید که در آن مردم چیزی بیش از افراد مذهبی نیستند که با هم ملاقات می کنند تا احساس خوبی داشته باشند در حالی که هنوز به نوعی در بند گناه هستند. از طریق طرح کامل نجات عیسی مسیح (که در کتاب مقدس مشخص شده است) رهایی یافته و قدوسیت واقعی را در قلب و ذهن خود بیابید.

  • «بنابراین از میان آنها بیرون آیید و جدا شوید، خداوند می‌گوید، و به چیز ناپاک دست نزنید. خداوند قادر مطلق می‌گوید: و من شما را خواهم پذیرفت و برای شما پدر خواهم بود و شما پسران و دختران من خواهید بود.» ~ دوم قرنتیان 6:17-18 (همچنین به مکاشفه 18:4 مراجعه کنید)
  • «...خداوند کسانی را که از او هستند می شناسد. و هر که نام مسیح را می‌برد از گناه دور شود.» ~ دوم تیموتائوس 2:19

اما متأسفانه امروزه بسیاری قسمت «بیا به سوی خدا» را به «بیا به سوی ما و هویت ویژه‌ای که ما ساخته‌ایم» تغییر داده‌اند تا پراکنده نشویم. (مشابه آغاز بابل.)

پس چند بار خداوند افراد «به سوی ما بیا» را با تقسیم کردن آنها به گروه‌های کوچک‌تر گیج کرده است؟

پس چگونه می توانیم از ساختن دوباره بابل اجتناب کنیم؟

افراد «به سوی ما بیا» باید ابتدا از اعمال 15 بیاموزند و به روح القدس اجازه دهند تا قوم خود را از طریق نجات شناسایی کند و آواز مشترکی را که همگی می شناسند، تمرین کنند: «ما دستان خود را در شراکت با هر خونی که شسته شده است دراز می کنیم». آنها فقط باید نگران چیزهای ضروری باشند (اعمال رسولان 15:28 را ببینید)، و به خدا اجازه دهند که بقیه امور را به عهده بگیرد! برگردید و «از قوم من بیرون بیایید و از باطل جدا شوید - و من شما را خواهم پذیرفت - نزد خدا بیایید.»

وقتی مردم را به سمت خود فرا می‌خوانیم، گروه‌هایی ایجاد می‌کنیم. وقتی «ما» را قربانی می کنیم تا شبیه دیگران شویم (اول قرنتیان 9: 18-27 را ببینید)، شروع به فراخواندن مردم به سوی خدا می کنیم و بنابراین شروع به ساختن کلیسای خدا می کنیم. زیرا در اصل عبارت «کلیسای خدا» به معنای «به سوی خدا خوانده شده» است.

باشد که هر وزیری تاکید بیش از حد بر محافظت از خود را متوقف کند، فقط به چیزهای ضروری نیاز دارد، دوباره دست خود را به هر خون شسته شده برساند، و بازگردد تا "به تمام جهان بروید تا انجیل را به هر موجودی موعظه کنید!" به هویت خدا بسنده کن و رها کن! به عیسی مسیح اجازه دهید که پادشاه پادشاهان و خداوند ارباب در همه چیز و برای همه باشد.

آمین

fa_IRفارسی
مکاشفه عیسی مسیح

رایگان
چشم انداز